رمان تنهایی من5
-
تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 15:05
تنها یک تنها میداند که تنهایی تنها درد یک تنها نیست!!!
رمان تنهایی من1
-
تاریخ: 1395/8/25 ساعت: 11:34
تنهایی یعنی.. دل هیچ کس سایز دلت نیست!!!
رمان آغوش سرخ16
-
تاریخ: 1395/8/25 ساعت: 11:34
تنها در خلوت اتاق با هر چیزی میشود حرف زد با میز با گلهای شمعدانی با هرچه که هست اما من دیوانهام میان این همه هست با تو حرف میزنم که نیستی…
رمان آغوش سرخ17
-
تاریخ: 1395/8/25 ساعت: 11:34
نبودنت درد است و درد را از هر طرف بنویسی درد است ولی تو از هر طرف که بیایی درمانی …
رمان آغوش سرخ18
-
تاریخ: 1395/8/25 ساعت: 11:34
تـــــــــــو که نمی دانی هر آدمی دل تنگیهای مخصوص خودش را دارد و تــــــــــــو پنهانی ترین دلتنگی منی…
رمان آغوش سرخ19
-
تاریخ: 1395/8/25 ساعت: 11:34
آدم یه روزایی به بـــــــودن بعضیـــا خیـــــلی احتیـــــاج داره که همیـــــشه این روزا دقیقــــــا مصـــــــادف میشــــــه بــــا روزایی که اصلا نیســـــت!
رمان دون ژوانی1
-
تاریخ: 1395/8/25 ساعت: 11:33
"دون ژوان" اسم یک شخصیتی بوده که تو قرن شونزدهم میلادی تو اسپانیا زندگی میکرده...اون برای زنان شخصیتی جذاب و بسیار دلربا داشته شخصیتی که گاه شاهزادگان زیبارو هم برای دیدن و مصاحبت بااون ساعت ها زیر بارون و جلوی خونه ش انتظار میکشیدن… دون ژوان یک افسونگر و جادوی اون تو به دام انداختن زنان زیبارو بوده...
رمان تنهایی من2
-
تاریخ: 1395/8/25 ساعت: 11:33
تنهایی یعنی اینکه اگه تا یه هفته گوشیتو خاموش کنی برات مهم نباشه …
رمان آغوش سرخ15
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 15:42
وقـــــــــتی نیســــتــــــی.. یکـی خیلی عــاشــق منــه!!! اسمــش فاز غمه…!!!!
رمان آغوش سرخ11
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:53
یک مشت بادام را که با لذت تمام میل می کنی ، خدا نکند که آخرین آن تلخ باشد … لذت تمام بادام های قبلی را به تلخی می کشاند کامت تلخ می شود … دیگر تا مدتی تلخ می مانی ! ای کاش همیشه شیرین می ماندی … تو آخرین بادامی بودی که تلخی کرد و رفت تا یادمان برود شیرینی این همه خوبی را !
رمان آغوش سرخ12
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:53
منتظرم … شبیه یک آهنگ غمگین قدیمی در آرشیو رادیو زنگ بزن… بگو که میخواهی مرا بشنوی
رمان آغوش سرخ13
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:53
امروز هم می خواستم بگویم “دوستت دارم”… درست مثل دیروز، یا حتّی قبل تر…! امّا نمی دانم چرا یک روز می شود “سلام”، یک روز می شود”مراقب خودت باش”، یک روز می شود…هیچ، بگذریم…! اصلاً، لعنت بر مخترع “غرور” …!
رمان آغوش سرخ14
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:53
همیشه عاشق آدمای مغرور بودم چون گفتن دوستت دارم خیلی واسشون سخته ولی وقتی میگن عجیب به دلت میشینه میدونی چرا..؟!! چون مطمئنے از سر عادت نگفته چون مطمئنے تیکه کلامش نیست چون مطمئنے واسه گفتنش پا رو همه ی غرورش گذاشته چون . . . چون مطمئنے”دوستت دارم” یعنی واقعا “دوستت داره”
رمان آغوش سرخ9
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 23:02
من انتظار تو را می کِشم تو مرا از انتظارت می کُشی… لعنت به هرچه فتحه و ضمه و کسره...
رمان آغوش سرخ10
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 23:02
لعنت به ساعتهایی که جلو نمیروند، خواب می مانند ، کار نمی کنند ، کوک نمی شوند ، عقب می مانند ، و از رفتن خسته میشوند این بلاها از وقتی به سر آدم میاد که منتظر کسی باشی که دوسش داری…
رمان آغوش سرخ8
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:06
شک ندارم شعرهای من هشتمین عجایب جهان است ! هر کسی شعرهایم را میخواند یاد خاطرات خودش می افتد زمان برایش از حرکت می ایستد و در آخر مثل من دیوانه میشود و شعر میگوید چه شعرهای عجیبی دارم من . . !
رمان آغوش سرخ7
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 7:06
گاهی نه آشنا درد را می فهمد نه حتی صمیمی ترین دوست گاهی باید تنهایی ، درد را فهمید تنهایی ، خلوت کرد تنهایی ، آرام شد و تنها خدا می داند چه می گذرد در دلت . . .
رمان افسونگر14
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 5:50
بعضی ها خیاط نیستند ، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند.
رمان افسونگر15
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 5:50
نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدمها که عقیدهات را میپرسند، نظرت را نمیخواهند، میخواهند با عقیدهی خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدمها بیفایده است.
رمان افسونگر16 و آخرین قسمت
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 5:49
عشق، عشق می آفریند. عشق، زندگی می بخشد. زندگی، رنج به همراه دارد. رنج، دلشوره می آفریند. دلشوره، جرات می بخشد. جرات، اعتماد می آورد. اعتماد، امید می آفریند. امید، زندگی می بخشد. زندگی، عشق به همراه دارد و عشق، عشق می آفریند خب رمان افسونگر هم به پایان رسید... امیدوارم دوست داشته باشین... خدا یارتون....